آغوش

حوصله خواندن ندارم...



حوصله نوشتـن هم ندارم...



این همه دلتنگی دیگر نه با خواندن کم می شود ، نه

نوشتن!



دلـم لمس آغوشت را می خـــواهد...



فقط همین...!!

 

 


/ 3 نظر / 15 بازدید
باران

میگن شبا فرشته ها از آرزوی آدما ، قصه میگن واسه خدا خدا کنه همین شبا گفته بشه قصه ی ما واسه خدا

باران

دلم کوچک است ولی آنقدر جا دارد که برای عزیزی که دوستش داریم نیمکتی بگذاریم برای همیشه…

باران

چرا تو ای شکسته دل خدا خدا نمی کنی خدای چاره ساز را چرا صدا نمی کنی به هر لب دعای تو فرشته بوسه می زند برای خود و دیگران چرا دعا نمی کنی به قطره قطره اشک تو خدا نظاره می کند به وقت گریه ها چرا خدا خدا نمی کنی سحر زباغ ناله ها گل مراد می دمد به نیمه شب چرا لبی به ناله وا نمی کنی دل تو مانده در قفس جدا ز آشیان خود پرنده اسیر را چرا رها نمی کنی ز اشک نقره فام خود به کیمیای نیمه شب مس سیاه قلب را چرا طلا نمی کنی ...