کاش

 کاش لحظه های با او بودن آنقدر زود گذر نبود

به وسعت ندیدن نگاهت خسته ام چگونه بشکنم؟ ثانیه های سنگین دوریت را

 

 

/ 15 نظر / 43 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باران

همیشه در حالی که... یه عالمه حرف بیخ گلوت چسبیده! یه عالمه اشک توی چشماته! یه عالمه حسرت توی دلت تلنبار شده... باید بگی : خب... خدافظ ...!

باران

عضی حرفارو نمیشه گفت...باید خورد ولی بعضی حرفارو نمیشه گفت نمیشه خورد... میمونه سر دل میشه دلتنگ میشه بغض میشه سکوت

باران

آن شَـــب ... کِــﮧ مـــآه عآشـِــقــآنـِـﮧ هـــآیِمـآن رآ تمآشآ مے کَـــرد ... آن شَــب کـِـﮧ شَــب پَــره هـــآ .. عآشِــقـــآنـِـﮧ تَــــر ... نـــُـور رآ مے جُســـتَند ...! و اُتـاق .. سَرشآر از عَطرِ بوســﮧ و تَرآنــﮧ بُــود... ! دآنِستَم.. تــُـــو پـــژواکِ تمــــآم عـــآشـِـقـآنـِـﮧ هآے تآریخے...

باران

نـمـی خـواهـم آرامـش دروغـیـن قـرص هـای رنــگارنـگ را آغـوشـــت قـوی تـریـن مـُسـکـنـی اسـت کـه شـنـاخـتـــه ام ...!

باران

نمۓ دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثل آسمانۓ که امشب مۓ بارد.... و اینک باران بر لبه ۓ پنجره ۓ احساسم مۓ نشیند و چشمانم را نوازش مۓ دهد تا شاید از لحظـﮧهاۓ دلتنگۓ گذر کنم

باران

گـاهــــی لـال مـــی شود آدم حـرف دارد!! ولــ ـ‌ـ‌ـ ـ ـ ـ ـی کلمه نـدارد ...

باران

بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است...

رستم

خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد ساحت کون و مکان عرصۀ میدان تو باد زلف خاتون ظفر شیفتۀ پرچم توست دیدۀ فتح ابد عاشق جولان تو باد ای که انشا, عطارد صفت شوکت توست عقل کل چاکر طغراکش دیوان تو باد طیرۀ جلوۀ طوبی قد چون سرو تو شد غیرت خُلد برین ساحت ایوان تو باد نه به تنها حیوانات و نباتات و جماد هرجه در عالم امر است به فرمان تو باد حافظ خسته به اخلاص ثنا خوان تو شد لطف عام تو شفا بخش ثنا خوان تو باد

نفس

من همیشه میخوام با جدیت خاصی روزه بگیرم و این کار رو هم میکنم ولی یه ندایی درونم میره خودش غذا میخوره :| . . . در روز معمولی: اولی :به اذان چه قدر مونده؟ دومی :من چه بدونم! در ماه رمضان: اولی :به اذان چی قدر مونده؟ دومی :۳ ساعت و ۱۶ دقیقه و ۱۹ ثانیه و ۳۵ صدم ثانیه!

مامان زری

سلام...زیباست....ایشالا دلت غمگین نباشه. راستی من به تازگی وبلاگ زدم خوشحال میشم پیشم بیایی و اگر دوست داری بگو با چه نامی لینکت کنم. مرسی[لبخند]