دلنوشته 2 پدرام

عزیزم
یار و همدم تنهایی من


روز آغاز وبمون رو بهت تبریک می گم و خرسندم از اینکه در کنار تو هستم. هرچند که فرسنگ ها از هم دوریم ولی دلهامون بسیار نزدیکند. حالا که سرنوشت ما رو به هم رسونده می خوام از با تو بودن به آرامش مطلقی که هیچ وقت همراه من نبوده برسم.



باران...

بهانه ای بــــــود...

کـــــه زیر چتـــــر من...

تا انتهای کــــــــــــــــــــــــ ــوچه بیایی کاش...

نه کوچـــــــــــــــه انتهایی داشت...

و نه باران...

 

/ 1 نظر / 20 بازدید
پدرام

سلام باران جان بابت همه چیز ازت ممنونم. حال پانی هم خوبه... نگران نباش وضعیتش بهتره[گل]