دلنوشته 1 باران

سلام

   امروز اولین روز شروع وبمونه ونمیدونم عمر این وبلاگ چقدر هستش

  واسه من مثل یه آدم میمونه که امروز به دنیا اومده. ولی چه سالم باشه یا 

چه  مریض به هر صورت مشخص نیست تا کی زنده باشه یه به عبارتی ادامه 

 داشته باشه . واین آینده نا معلوم خیلی تلخه.

  منو تو راهی روکه در عین زیبایی خطر ناکه شروع کردیم ولی باهمه این

 خطراتش من از با تو بودن لذت میبرم ولی وجودم سرشار از نگرانیه هم برای

تو وهم برای خودم

  از تظاهر  وریا بیزارم وهیشه دوست داشتم که خودم باشم

میدونی پدرام حالا که این وب به دنیای مجازی پا گذاشت دوست دارم یه

 تصویری باشه از منو تو بدنه هیچ رنگو ریا.

من تو زندگیه واقعیم

 بخاطر  شرایط زندگیم وخانوادم هیچ وقت خودم نبودم ویه جورای

  همیشه با نقاب  یه نقابی که دیگران دوست داشتن زندگی کردم.

ولی اینجادوست دارم خودم باشم .پس لطفا تو هم خودت باش و

   هرچیزی که اینجا میگی سعی کن حرفای خودت باشه

  من  به بازدید وباز خورد غریبه ها کاری ندارم فقط اینجا

تو برام مهمی ...حرفای تو نوشته های تو باز خوردتو


 

/ 1 نظر / 14 بازدید
باران

آدرسشو برات گذاشتم